دلم گرفته ....
سلام آتنا خوشگل خودم، نفس مامان و بابا
باورم نمیشه که بزرگ شدنت اینقدر سریع باشه و من متاسفانه نمیتونم شاهد لحظه لحظه رشد تو باشم، آخه مامانی من سرکار میرم و معمولاً تا 2-3 ظهر پیشت نیستم. این موضوع خیلی ناراحتم میکنه و همیشه بابتش غصه میخورم و میدونم که تو هم از اینکه من رو تو دنیای قشنگ کودکی خودت گاهی نمی بینی غمگین میشی.
البته بازهم هزاران هزار بار خدا رو شکر میکنم که کار خوبی دارم و دوست دارم بتونم توی کار و درسم پیشرفت کنم که باعث افتخار خانوادم و بخصوص دخترم باشم.
ولی مامانی دوست دارم دختر عاقلی باشی و وقتی بزرگتر شدی درک کنی که همیشه همه چیز اونجوری که ما میخوایم نیست.
بعضی روزها که میخوام بیام سر کار اگه صبح ببینی من دارم از اتاق میرم بیرون با اون چشمای پف کرده خواب آلوت بغض میکنی و هی میگی *ماما ایا* یعنی *مامان بیا* و اینقدر با بغض و گریه این جمله رو تکرار میکنی که دلم خون میشه. دیگه دلم طاقت نمیاره و برمیگردم و بغلت میکنم، با اینکه خودم بغض دارم هی بوست میکنم و سعی میکنم بخوابونمت بعد برم. ( حتی اگه دیرم شده باشه )
وقتی از سر کار برمیگردم خونه اینقدر از دیدنم ذوق میکنی که حتی اجازه نمیدی لباسمو عوض کنم، دستاتو باز میکنی و با آهنگ قشنگی میگی * الااااااام* یعنی *سلام* ، وقتی بغلت میکنم محکم منو میچسبی و بوسم میکنی، سرتو میذاری روی شونم و انگار که آسمان تو آغوش منو توست
برای حتی 1 دقیقه لباس عوض کردنم طاقت نداری و میزنی زیر گریه، ای خدا یعنی تو دل دخترکم چی میگذره ؟؟؟؟ نکنه از دست مامانیش دل کوچیکش بگیره؟؟؟؟ ولی نه .....
دستمو میگیری و منو میبری اتاقت و هی پشت سر هم میگیری * ایا ایا ایا* یعنی *بیا* با هم میریم و بازی میکنیم و دلتنگیمون رو با حرف زدن و بازی کردن برطرف میکنیم. ولی باز هم فردا .......
آتنا گلی من، عشق کوچولوم اینو بدون که تو همه زندگی من و بابایی هستی و ما هر کاری میکنیم برای اینکه تو آب تو دلت تکون نخوره ، اگه گاهی پیشت نیستیم فقط بخاطر اینه که داریم تلاش میکنیم تا زندگیمونو بسازیم، تا تو همیشه آرامش داشته باشی، بهت قول میدم نبودن هامو برات جبران میکنم.
قول میدم .....
خدا جونم ، خدای خوبم به همه مامانا که سر کار میرن و همه نی نی ها که پیش ماماناشون نیستن توانایی بده تا بتونن همه چیز رو اونجور که دوست دارن درست کنن.
خدایا نکنه نی نی ها غصه بخورن و بخاطر دلتنگی ماماناشون دلگیر بشن.
دلم برای اون نی نی هایی که جلوی در مهد کودک گریه میکنن ولی مامانشون برای به موقع سر کار رسیدن سعی میکنه با هر ترفندی از اونا جدا بشه میسوزه ه ه ه ه


دلم گرفته ....
